سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

224

تاريخ ايران ( فارسى )

در مقابل صفات حسنهء مزبور معايبى كه از ايشان بايد ذكر كرد خود گم كردن در اقبال يا ادبار و كبر و غرور بسيار و ميل بتجمل و تفنن بود . اگرچه اين صفت در تمام ملل ترقى يافته و خوشبخت پيدا مىشود . در فراست و سرعت انتقال و حسن محاوره و حاضرجوابى و لطف طبع مقامى عالى داشتند . به نظر ميآيد كه ايرانيان در مصارف مخصوصا راجع به خوراك مسرف بودند . هرودوت مينويسد « پارسيها بعد از غذا انواع تنقلات ميخوردند » و عجب اين است كه امروز هم اين ملت باستان همين عادت را دارند . در خصوص شكوه و تفصيل ضيافتهاى ايشان در ضمن وضع زندگانى سلاطين اشاره خواهيم كرد . پارسيان هم مانند يونانيان و سيت‌ها مايل بجام شراب بوده و هرودوت ميگويد « هنگام شب پس از صرف شراب در حال مستى مسائل مهمه را تحت مذاكره ميآورند و سحرگاهان اگر سببى براى تغيير راى نمىيافتند تصميم ميگرفتند » . اولاد متعدد داشتن در نزد ايشان علامت سعادت و اقبال بوده و هست و از اين حيث از اروپائيان جديد كه از اداى وظائف خانواده طفره ميزنند عاقل‌تر بوده‌اند و از نمونه‌هاى معروف كثرت اولاد در ايرانيها فتحعليشاه است كه هنگام وفاتش سه هزار بازمانده داشته و از اين جهت در نزد رعاياى خود امتياز فوق العاده حاصل نموده است . قوانين قوانين مردم ماد و پارس كه لا يتغير بود به نظر ميآيد كه فوق العاده سخت بوده ليكن يقينا سختى آن از قوانين دول سابقه بيشتر نبوده است . پادشاه هرچه اراده داشت ميتوانست بكند ليكن نميتوانست حكمى را كه داده نسخ نمايد . جان و مال رعايا به اختيار پادشاه بود ولى سوء استعمال كردن اختيارات بواسطهء خوف از مقتول شدن كمتر اتفاق ميافتاد . قوانين جزائى براى قتل و هتك ناموس و اين قبيل جنايات بزرگ مجازات اعدام را معين نموده و حق داشته . اما عجب اين است كه براى جرمهاى كوچكتر نيز ظاهرا همان مجازاتهاى شديد را مقرر داشته بود ولى در عذر اين فقره ميتوان گفت در كشور غيرمنظم كه زندانهاى مرتب ندارد با مردمان بىتربيت غير از اين چاره‌اى نداشتند و نبايد حكم قتل